X
تبلیغات
سیری در اسرار خداشناسی - خداشناسی در قرآن (قسمت اول)

در دفتر دوّم مثنوی معنوی (ص 289) مولوی از زبان حضرت ابراهیم(ع) ، زمانی که از غار بیرون آمد و اوّلین چیزی که به فکرش خطور کرد ،این بود که من در دو عالم نمیخواهم بنگرم مگر اینکه بدانم این دو عالم از آن چه کسی است، و این در واقع اوّلین سؤالی است که به ذهن هر انسانی که دارای فطرت سالم  و دلی آگاه است خطور میکند.

کو خلیلی کو برون آمد زغار                   گفت «هذا ربّ» هان کو کردگار

من نخواهم  در دو عالم بنگریست            تا ندانم  این دو مجلس، آن کیست

بی تماشای صفتهای خدا                       گر خورم نان، در گلو ماند مرا

چون گوارد لقمه،بی دیدار او                  بی تماشای گل وگلزارِ او

جز بر امّید خدا زاین آبخور                    کی خورد یک لحظه الّا گاو و خر

 

در قرآن کریم نیز این مسئله بارها آمده است.از جمله در آیۀ 191 و 193 سورۀ آل عمران در مورد تفکر انسان در آفرینش و نهیب به فطرت انسانها می فرماید:

الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَىَ جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذا بَاطِلاً سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ « 191»( سورۀ آل عمران)

آنان كه همواره خدا را ايستاده و نشسته و به پهلو آرميده ياد مي  كنند ، و پيوسته در آفرينش آسمان ها و زمين مي  انديشند ، [ و از عمق قلب همراه با زبان مي  گويند : ] پروردگارا ! اين [ جهان با عظمت ] را بيهوده نيافريدى ، تو از هر عيب و نقصى منزّه و پاكى ; پس ما را از عذاب آتش نگاهدار . « 191»

رَّبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِيًا يُنَادِي لِلإِيمَانِ أَنْ آمِنُواْ بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَكَفِّرْ عَنَّا سَيِّئَاتِنَا وَتَوَفَّنَا مَعَ الأبْرَارِ «193»(سورۀ آل عمران)

پروردگارا ! بى ترديد ما [ صداى ] ندا دهنده اى را شنيديم [ كه مردم را ] به ايمان فرا مي  خواند كه به پروردگارتان ايمان آوريد . پس ما ايمان آورديم . پروردگارا ! گناهان ما را بيامرز ، و بدى هايمان را از ما محو كن ، و ما را در زمره نيكوكاران بميران . « 193»

 

آیات ذیل در مورد فطری بودن خداشناسی میباشد و اینکه توحید ریشه در عمق فطرت سالم هر انسانی دارد.

قُلْ أَغَيْرَ اللّهِ أَتَّخِذُ وَلِيًّا فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَهُوَ يُطْعِمُ وَلاَ يُطْعَمُ قُلْ إِنِّيَ أُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ أَوَّلَ مَنْ أَسْلَمَ وَلاَ تَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكَينَ «14»(سورۀ انعام)

بگو : آيا جز خدا را كه آفريننده آسمان ها و زمين است ، سرپرست و ياور خود گيرم ؟ و اوست كه روزى مي  دهد و خود بى نياز از روزى است . بگو : من مأمورم نخستين كسى باشم كه فرمان خدا را گردن نهد ، و فرمان يافته ام كه هرگز از مشركان مباش . « 14»

 

قُلْ أَنَدْعُو مِن دُونِ اللّهِ مَا لاَ يَنفَعُنَا وَلاَ يَضُرُّنَا وَنُرَدُّ عَلَى أَعْقَابِنَا بَعْدَ إِذْ هَدَانَا اللّهُ كَالَّذِي اسْتَهْوَتْهُ الشَّيَاطِينُ فِي الأَرْضِ حَيْرَانَ لَهُ أَصْحَابٌ يَدْعُونَهُ إِلَى الْهُدَى ائْتِنَا قُلْ إِنَّ هُدَى اللّهِ هُوَ الْهُدَىَ وَأُمِرْنَا لِنُسْلِمَ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ «71»(سورۀ انعام)

بگو : آيا به جاى خدا معبودى را بپرستيم كه نه سودى به ما رساند و نه زيانى ؟ و پس از آنكه خدا ما را هدايت كرد [ به سبب شرك و بت پرستى ] به فرهنگ و فضاى جاهليت بازمان گردانند ، مانند كسى كه شياطين عقلش را ربوده اند و در زمين سرگردان [ و بى هدف و گمراه ]است ، در حالى كه براى او يارانى است كه وى را به سوى هدايت دعوت مي  كنند كه به جانب ما بيا [ ولى او به سبب سرگردانى و حيرت زدگى نمي  پذيرد . ]بگو : يقيناً هدايت خدا همان هدايتواقعى ] است ، و ما مأموريم كه تسليم پروردگار جهانيان باشيم . « 71»

 

قُلْ أَغَيْرَ اللّهِ أَبْغِي رَبًّا وَهُوَ رَبُّ كُلِّ شَيْءٍ وَلاَ تَكْسِبُ كُلُّ نَفْسٍ إِلاَّ عَلَيْهَا وَلاَ تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى ثُمَّ إِلَى رَبِّكُم مَّرْجِعُكُمْ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ «164»(سورۀ انعام)

بگو : آيا جز خدا پروردگارى بجويم در حالى كه او پروردگار هر چيزى است ؟ ! و هيچ كس جز به زيان خود [ عمل زشتى ] مرتكب نمي  شود ، و هيچ سنگين بارى بار گناه ديگرى را بر نمي  دارد ; سپس بازگشت همه شما به سوى پروردگارتان خواهد بود ، پس شما را به [ حقّانيّت ] آنچه درباره آن [ با مردم مؤمن ] اختلاف مي  كرديد ، آگاه مي  كند . « 164»

 

إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ حَنِيفًا وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ «79»(سورۀ انعام)

من به دور از انحراف و با قلبى حق گرا همه وجودم را به سوى كسى كه آسمان ها و زمين را آفريد ، متوجه كردم و از مشركان نيستم . « 79»

 

و آیۀ ذیل که همان آیة الکرسی می باشد در مورد عظمت خداوند می باشد و اینکه علم بشری هیچ احاطه ای بر علم  خداوند ندارد و هر مقدار که خداوند اراده کند از اسرار علم و دانش در اختیار انسان قرار می گیرد.

اللّهُ لاَ إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلاَ نَوْمٌ لَّهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ مَن ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلاَ يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَلاَ يَؤُودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ «255»(سورۀ بقره)

خداى يكتا كه جز او هيچ معبودى نيست ، زنده و قائم به ذات [ و مدّبر و برپا دارنده و نگه دارنده همه مخلوقات ] است ، هيچ گاه خواب سبك و سنگين او را فرا نمي  گيرد، آنچه در آسمان ها و آنچه در زمين است در سيطره مالكيّت و فرمانروايى اوست . كيست آنكه جز به اذن او در پيشگاهش شفاعت كند ؟ آنچه را پيش روى مردم است [ كه نزد ايشان حاضر و مشهود است ] و آنچه را پشت سر آنان است [كه نسبت به آنان دور و پنهان است] مي  داند . و آنان به چيزى از دانش او احاطه ندارند مگر به آنچه او بخواهد. تخت [حكومت ، قدرت و سلطنت]ش آسمان ها و زمين را فرا گرفته و نگهدارى آنان بر او گران و مشقت آور نيست ; و او بلند مرتبه و بزرگ است . « 255»

 

وَعِندَهُ مَفَاتِحُ الْغَيْبِ لاَ يَعْلَمُهَا إِلاَّ هُوَ وَيَعْلَمُ مَا فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَمَا تَسْقُطُ مِن وَرَقَةٍ إِلاَّ يَعْلَمُهَا وَلاَ حَبَّةٍ فِي ظُلُمَاتِ الأَرْضِ وَلاَ رَطْبٍ وَلاَ يَابِسٍ إِلاَّ فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ «59»(سورۀ انعام)

و كليدهاى غيب فقط نزد اوست ، و كسى آنها را جز او نمي  داند . و به آنچه در خشكى و درياست ، آگاه است ، و هيچ برگى نمي  افتد مگر آنكه آن را مي  داند ، و هيچ دانه اى در تاريكى هاى زمين ، و هيچ تر و خشكى نيست مگر آنكه در كتابى روشن [ ثبت ] است « 59»

 

بَدِيعُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ أَنَّى يَكُونُ لَهُ وَلَدٌ وَلَمْ تَكُن لَّهُ صَاحِبَةٌ وَخَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ وهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ «101»(سورۀ انعام)

(او) پديد آورنده آسمان ها و زمين است ، چگونه او را فرزندى باشد ؟ ! در صورتى كه براى او همسرى نبوده ، و همه چيز را او آفريده ; و او به همه چيز

 

 

لاَّ تُدْرِكُهُ الأَبْصَارُ وَهُوَ يُدْرِكُ الأَبْصَارَ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ «103»(سورۀ انعام)

چشم ها او را در نمي  يابند ، ولى او چشم ها را درمي  يابد ، و او لطيف و آگاه است . « 103»

+ نوشته شده توسط علیرضا ملکی در جمعه بیستم اسفند 1389 و ساعت 18:6 |